تبليغاتX
تنها خداوعشق پایان نمیگیرد

نوشته شده توسط محلا در شانزدهم بهمن 1386 ساعت 1:15 | لینک ثابت


 

 

نوشته شده توسط محلا در بیست و سوم دی 1386 ساعت 15:15 | لینک ثابت |

چه زیباست به خاطر تو زیستن

 

و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !

 

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !

 

اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !

 

بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...

 

ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !

 

چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !

 

  بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... ! 

 

 چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !

 

براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !

 

کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !

 

اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!

 

و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ... !

 

 

 

نوشته شده توسط محلا در بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

منو ببخش

 

اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش      اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو ميشمرم       اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم     منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم

منوببخش اگه تو رو ميسپارمت دست خدا          اگه پيش غريبه ها بجاي تو ميگم شما

منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم      تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه آدمم

منو ببخش اگه فقط ميخوام بشي ماله خودم       ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم

 

 

آرزوي تو

دستهايم را بسته است

و عشق ،

مرا به برده اي بدل كرده اي است

برده اي خود خواسته

رام و سر به راه و خاموش

دردستهاي تو

بردهاي كه هرگز

آزادي تلخ خود را نمي خواهد

 

نوشته شده توسط محلا در بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:33 | لینک ثابت |


 

 

 

 

دريا آرام است،

آسمان آبي ست،

عشق از فراز ديدگان دوست  سوسو مي زند!

نشسته ام ، تنها و بي كس شكسته ام

مي نگرم غروب را ،

مي شنوم سكوت را ،

در آرزوي آب و آفتاب ،

دريا را تمنا مي كنم .

××××

هميشه تنها ،

هميشه بي كس،

هميشه در جامه اي از ياس هاي سياه،

ديدگان من رداي سياهي به تن دارند

و درفراق يارشان به غم نشسته اند.

××××

من آشناي روزهاي پاييزي شقايق هايم ،

دل سوخته شقايق ها پناهي بر بي كسي هايم ،

مرا به ياد دارند ـ مسافران عشق ـ

اي شقايق ها تا كي ؟

تا كي “تا شقايق هست زندگي بايد كرد”؟

××××

ما كه بي حاصل نشستيم

ما كه ما كه دل ها را شكستيم

ما كه بر نگاهي تازه دل بستيم

تا كي در هراس از زندگي پرپر شويم؟

××××

ما زماني من و او را مي رساند

اما او....

رفت ،

تنهايم گذاشت ،

بي كلام و بي صدا  ،

حتي بدون يك نگاه آشنا ،

......

ديدگان بارانيم را به راه دوختم

“بيا، زودتر بيا”

زمزمه ها فريادم

قطره ها دريايم

“بيا، زودتر بيا”

سرگشته و مجنون

من بسان آن درخت بيد

دل سپردم بر سياهي هاي مرگ

به وفاي سايه هاي بي درنگ مرگ رنگ

 

نوشته شده توسط محلا در بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:19 | لینک ثابت |

مفهوم عشق

 

1.دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو ،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

2.هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

3.اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4.دوست واقعی کسی است که دستهای تو را نگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5.بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگذ به او نخواهی رسید.

6.هرگز لبخند را ترک نکن ،حتی وقتی ناراحتی،چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو بشود.

7.تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

8.هرگز وقت خود را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.

9.شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی.

10.به چیزی که گذشت غم نخور ،به آنچه که پس از آن آمد لبخند بزن.

11.همیشه افرادی هستند که ترا می آزارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش ،به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

12.خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی،قبل از اینکه کس دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد.

13.زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتند که انتظارش را نداری

نوشته شده توسط محلا در پانزدهم دی 1386 ساعت 0:20 | لینک ثابت |


 

تواين عشق ورفاقت نداشتي توصداقت

          همون عهدي که بستي خودت اونوشکستي

                                     عجب حوصله داري که بازم گله داري
 
                                                  ولي اي گل نازم همينه همه رازم فداي توشدم
 
                                                                 من نگفتم که فداشو فقط گفتم عزيزم توياردل ما شو

 توهم رفتي زپيشم زدي تيشه به ريشه ام 

                                                                 که با چشم پرآبم حالا خونه خرابم
 
                                                   ميشينم سرراهت به اميد نگاهت

                                     ميگم نامهربونم شدي ورد زبونم شدي

                به پاي همه حرفهات نشستم ننشستي
 
 ازاون زخم زبونات شکستم نشکستي

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد
در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در
زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در
زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در
زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در
زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

 

 

نوشته شده توسط محلا در پانزدهم دی 1386 ساعت 0:12 | لینک ثابت |


عشق نيروي است در عاشق كه او را

به طرف معشوق مي كشاند

 و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست

كه دوست را به طرف دوست مي برد.........

عشق غذا خوردن يك حريص است......

دوست داشتن در سرزميني بيگانه

  يافتني است...... عشق جنون چيزي

 جر خرابي و پريشاني نيست ... اما

دوست داشتن در اوج معراج از سرحد

          عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار......

             

             

 

نوشته شده توسط محلا در پانزدهم دی 1386 ساعت 0:3 | لینک ثابت |


بهانه ی عشق چیست بجز عشق

 بهم رسیدن یعنی آغاز

 با هم ماندن یعنی زندگی

 زنگی با عشق یعنی کامیابی

 

چه شاعرانه است

وقتی شمع

به پایان خود می رسد

بی حضور گل و پروانه

و شاعرانه تر

چشمی که می گرید

بر یقینی ملتهب

از حریق ریزه باورها

 

نوشته شده توسط محلا در چهاردهم دی 1386 ساعت 23:55 | لینک ثابت


 

 

نوشته شده توسط محلا در هفدهم آذر 1386 ساعت 1:25 | لینک ثابت |


نوشته شده توسط محلا در هفدهم آذر 1386 ساعت 1:7 | لینک ثابت


 

 

نوشته شده توسط محلا در هفدهم آذر 1386 ساعت 1:3 | لینک ثابت |


نوشته شده توسط محلا در هفدهم آذر 1386 ساعت 0:59 | لینک ثابت


نوشته شده توسط محلا در هفدهم آذر 1386 ساعت 0:58 | لینک ثابت

تنها خداوعشق پایان نمیگیرد

 

خداوندا تو میدانی که انسان بودن وماندن چه دشوار است

چه رنجی میکشد آن کس که انسان است واز احساس سر شار است

 

 

به چشمانت که رنگ آبی دریاست

به آن نازی که در چشم تو پیداست

به لبخندت که چون لبخند گلهاست

قسم ای نازنینم تازنده هستم تورامن

 دوستدارم میپرستم

 

 

ابر میباردومن میشوم از یار جدا

چه کند دل به چنین روز زدلدار جدا

ابروباران ومن یاروستاره به وداع

من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا